PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : داستانی بسيار عجیب ولی واقعی از رابطه يك زن با جن ها



مهدی قلندری
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۴‏, ۰۳:۲۸ بعد از ظهر
داستانی بسيار عجیب ولی واقعی

http://iranian.fi/uploads/posts/2009-11/1257152073_3.jpg

زن جوان وقتی پس از ماهها آزار واذیت توسط جن ها ناچارشد تن به خواسته های آنها بدهدو با چشمانی اشکبار در دادگاه کرج حاضر شد. این زن و شوهر جوان پس از چند سال زندگی برای اینکه زن جوان از شکنجه ها و آزار واذیت جن ها نجات یابد طلاق گرفت . 21 تیر ماه سال 1383 زن وشوهر جوانی در شعبه 17 دادگاه خانواده کرج حاضر شدند و درخواست شان را برای طلاق توافقی به قاضی اکبر طالبی اعلام کردند . شوهر 33 ساله این زن به قاضی گفت : من وهمسرم از اول زندگی مان تا حالا با هم هیچ مشکلی نداشتیم ولی حالا با وجود داشتن دو دختر 10 و2 ساله به خاطر مشکلاتی که همسرم به آن مبتلا شده است ناچار شده ایم که از هم جدا شویم. مرد در ادامه حرفهایش گفت : هر شب جن ها به سراغ زنم می آیند و او را به شدت آزار واذیت می کنند من دیگر نمی توانم زنم را در این شرایط ببینم . زن جوان به قاضی گفت : 13 ساله بودم که در یک محضر در کرج مرا به عقد همسرم که 9 سال از من بزرگتر بود در اوردند . درست یک هفته بعد از عقدمان بود که خواب های عجیبی را دیدم .در عالم کودکی بودم و معنای خواب ها را نمی فهمیدم ولی اولین خوابم را هرگز فراموش نمی کنم . آن شب در عالم رویا دیدم که چهار گربه سیاه و یک گربه سفید در خانه مان آمده اند. گربه های سیاه مرا به شدت کتک می زدند ولی گربه سفید طرفداری مرا می کرد و از آنان خواست که کاری به من نداشته باشند از خواب که بیدار شدم متوجه خراش ها و زخمهایی روی بدنم شدم که به آرامی از ان خون بیرون می زد .
دیگر ترس مرا برداشته بود حتی روزها وقتی جلوی آینه می رفتم گربه ها را درچشمانم می دیدم . از آن شب به بعد جنگ وجدال های من با چند گربه ادامه پیدا کرد . ( جنها در عالم انسانها و در کوچه و بازار ، معمولا به شکل گربه سانان ظاهر میشوند . البته به هر شکل دیگری هم که بخواهند،متوانند ظاهر بشوند ) در این مورد ابتدا با هیچ کس حرفی نزدم وتنها خانواده من و خانواده او جای زخمها را می دیدند دوران عقد 9 ماه طول کشید چون این شکنجه ها ادامه داشت خانواده ام مرا نزد یک دعانویس در ماهدشت کرج بردند او در کاسه آبی دعا خواند و بعد کاسه را کنار گذاشت به آینه نگاه کردم گربه ها را دیدم آن مرد دعانویس دست وپای گربه ها را با زنجیر بسته بود بعد از آن به من گفت باید چله نشینی کنی وتا چهل روز از چیزهایی که از حیوانات تولید شده استفاده نکنی تا چند روز غذا رشته پلو و عدس پلو می خوردم و این مساله و دستوراتی را که او داده بود رعایت کردم اما روزهای بعد پدر شوهرم که خسته شده بود اجازه نداد که این کار را ادامه بدهم . بعد از جشن عروسی ما، آن گربه ها رفتند .جای دیگر یک گربه سیاه با دوغول بیابانی که پشت سر او حالت بادی گارد داشتند سراغم آمدند .
غولها مرا می گرفتند و گربه سیاه مرا می زد . من با این گربه 5 سال جنگیدم تا اینکه یکی از بستگانم ما را راهنمایی کرد تا مشهد نزد دعانویسی برویم. دعانویس مشهدی از ما زعفران - نبات -پارچه و کوزه آب ندیده خواست. او به کوزه چاقو می زد زمانیکه ما از خانه او خارج می شدیم ناگهان کوزه را پشت سرم شکاند و من ترسیدم .او گفت جن ها را از بین برده است . همان شب گربه بزرگ سیاه در حالیکه چوبی در دست داشت به همراه 13 گربه کوچک سراغم آمدند و مرا به شدت کتک زدند حال یک گربه تبدیل به 14 گربه شده بود .باز بستگان مرا راهنمایی کردند سراغ دعانویس های دیگری برویم. در قزوین پیر مردی با ریش های بلند. در چالوس پیر مردی .در روستای خاتون لر. در تهران و.... حتی 40 هزارتومن پول دادیم و دعا نویسی از اطراف اراک به منزلمان آوردیم و 250 هزار تومن از ما دستمزد خواست اما او که رفت همان شب باز من کتک خوردم.
در این 12 سال 10-15 میلیون تومن خرج کردیم اما فایده ای نداشت. حتی در بیمارستان نزد چند روانپزشک رفتیم ولی کاری از دستشان بر نیامد. چاقو قیچی سنجاق هرچه بالا سرم گذاشتم نتیجه نداشت. حتی دعا گرفتم. جن ها کیف دعا را برداشتند و چند روز بعد کیف خالی را در گردن دخترم انداختند . گربه سیاه به اندازه یک میز تلویزیون بود او روی دو پا راه می رفت بینی بزرگ قرمز و گوشهای تیز و چشمان براقی داشت و مثل آدم حرف می زد اما گربه های کوچک چهار پا بودند و جیغ می کشیدند.از زندگی با شوهرم راضی بودم و همدیگر را بسیار دوست داشتیم . اما جن ها از من می خواستند که از همسرم جداشوم .اوایل فقط شب ها آنها را می دیدم اما کم کم روزها هم وارد زندگی ام می شدند . گربه بزرگ مرا بسیار دوست داشت وبا من حرف می زد به من می گفت از شوهرت طلاق بگیر او شیطان وبد دهن است به تو خیانت می کند . شبها که شوهرم می خوابید آنها مرا بالای سر شوهرم می بردند به من می گفتند اگر با ما باشی و از همسرت جدا شوی ارباب ما میشوی اما اگر جدا نشوی کتک خوردنها ادامه دارد . آنها دو راه پیش پایم گذاشتند به من گفتند نزد دعانویس نرو فایده ای ندارد فقط یا از همسرت جدا شو و یا با ما بیا . آنها شب ها مرا بیرون می بردند وقتی با آنها بودم پشتم قرص بود و از تاریکی نمی ترسیدم چون از من حمایت می کردند . آنها مرا به عروسی هایشان می بردند فضای عروسی هایشان سالنی تمیز شفاف و مرتب بود در عروسی هایشان همه نوع میوه بود در عروسی ها گربه بزرگ یک سر میز می نشست ومن سر دیگر میز و پذیرایی آنچنانی از میهمانان می شد آنها به من طلا و جواهرات می دادند .
در حالیکه ساز ودهل نمی زدند اما صدای آن به گوش می رسید در میهمانی ها همه چیز می خوردم و خوش می گذشت اما وقتی پای حرف می رسید آنها مرا به شدت کتک می زدند فضایی که مرا در آن کتک می زدند با فضای عروسی شان زمین تا اسمان فرق داشت . محله ای قدیمی مثل ارگ بم با اتاق های کوچک در فضایی مه آلود و کثیف که معلوم نبود کجاست در آن فضا فقط گربه بزرگ روی صندلی می نشست و گربه های کوچک همه روی زمین روی کول هم سوار بودند بیشتر ساعاتی که مرا کتک می زدند 3 صبح بودحدود 2 ساعت مرا می زدند اما این دو ساعت برای شوهرم شاید 20 ثانیه می گذشت او با صدای ناله های من بیدار می شد و می دید از زخم ها خون بیرون می زند . زخمها رابا بتادین ضد عفونی می کردم وقتی گربه بزرگ مرا می زدجای زخمها عمیق بود اما تعداد زخمها کمتر بود . گاهی که او نمی زد وبه گربه های کوچک دستور می داد آنها خراشهای زیادی به شکل 7 را روی تنم وارد می کردند حتی صورت مرا با این خراشها شطرنجی می کردند حتی گاهی شبها مرا تا صبح می زدند . شبهایی که قرار بود کتک بخورم کسل می شدم و می فهمیدم می خواهند مرا بزنند. آن ها سه سال مدام به من می گفتند باید از شوهرت طلاق بگیری . در حالیکه دختر بزرگم 7 ساله بود من دوباره باردار شدم . آن ها بقدری عصبانی بودن که مرا تا حد بیهوشی کتک زدند.در 9 ماه بارداری بارها آنها به من حمله می کردند تا بچه را از شکمم بیرون بکشند واو را از بین ببرند شبها همسرم بالای سرم می نشست تا آنها مرا کتک نزنند اما او فقط پنجه هایی که به بدنم کشیده می شد را می دید وکاری نمی توانست بکند .
زمانی که منزل مادرم می آمدم جن ها با من کاری نداشتند و سراغم نمی آمدند اما به محض آنکه پا در خانه شوهرم میگذاشتم آنها اذیت وآزار را شروع می کردند . یک شب پدر شوهرم گفت تا صبح با قمه بالای سرت می نشینم و هر چند وقت قمه را از بالای سرت رد میکنم تا آنها کشته شوند. نزدیکیهای صبح پدر شوهرم چند لحظه چرت زد که با صدای فریاد من بیدار شد ودید بدن من به شدت زخمی و خون آلود است . پدر شوهرم سر این قضیه 4 ماه مارا به همراه اثاثیه مان به منزل خودش برد اما شب که خوابیده بود آنها سراغش آمده و گفته بودند عروست کجاست و او گفته بود در ان اتاق با دخترم خوابیده است. صبح که از خواب بیدار شدم دیدیم صورتم خون آلود است . دیگر کمتر کسی به منزل ما رفت وآمد داشت . یکبار برادرم آمد به منزلمان و دید دخترم مشقهایش را می نویسد ومن حمام هستم اما صدایی از حمام نمی آید بعد از 20 دقیقه که در را باز کرد می بیند من در حمام زیر دوش غرق در خونم .یکبار به دستشوئی رفته بودم و تا 3 ساعت بیرون نیامدم. خواهرانم که نگران بودند در را بازکرده و دیدند تمام بدنم چنگ خورده و جای خراش است .
گربه بزرگ دوپا علاقه زیادی به من داشت او فقط فردای من را به من می گفت او در مورد من بسیار تعصب داشت و اگر کسی به من توهین می کرد او می گفت تو چیزی نگو تلافی اش را سرش در می آورم . همیشه همه می گفتند آه و نفرین تو می گیرد . من کاره ای نبودم فقط حمایت و تعصب جن ها بود بیشتر اوقات می فهمیدم بیرون چه اتفاقی می افتد حتی خیلی وقتها که قرار بود جایی دعوایی شود من خودم را قبل از آن میرساندم تا جلوی دعوا را بگیرم . همه به من میگفتند اگر از آنها جواهرات بخواهی برایت می آورند .یکبار از آنها خواستم آنها یک انگشتر بزرگ مروارید که حدود 30 نگین اطراف آن بود برایم اوردند اما گفتند تا یک هفته به کسی نگو و بعد آشکارا دستت کن اما شوهرم آنرا در جیبش گذاشت وبه همه نشان داد .جن ها آمدند آنرا بردندوبه من گفتند لیاقت نداری .
دیگر کم کم نیرویی مرا به خارج از خانه هدایت می کرد و بی هوا بیرون از منزل می رفتم اما نمی دانستم کجا بروم . این اواخر به مدت سه ماه زنی جوان و بسیار زیبا با موهای بلند و طلایی رنگ در حالیکه چکمه ای تا روی زانوهایش می پوشید از اوپن آشپزخانه وارد منزلمان می شد .دختر کوچکم او را دیده و ترسیده بود. روی چکمه هایش از پونز پوشیده شده بود او روزها به خانه ما می امد و بسیار کم حرف می زد و زیبایی و قدرت این زن حیرت اور بود او بدون انکه چیزی بگویم ذهن مرا می خواند و کارها را انجام می داد حتی دکور منزل را تغییر می داد و لباسهای او مانند لباسهای من بود اگر من در منزل روسری به سر داشتم اوهم روسری به سر داشت. او در منزل همه کارها را می کرد اما وارد آشپزخانه نمی شد و چیزی نمی خورد .یکبار برای من گوشت قربانی آورد . تا اینکه همسرم به خانه برگشت و از تغییر دکوراسیون اتاق خواب ناراحت شد و آن را مانند اولش کرد.
زن چکمه پوش دیگر سراغم نیامد ولی گربه بزرگ گفت همسرت تاوان کارش را می دهد و همسرم به زندان افتاد. این روزهای آخر سه زن ویک مرد به سراغم آمدند و در اتاق پرستاری مرا اذیت می کردند یکی از زن ها شبیه من بود آزار آنها که تمام می شد گربه ها می آمدند . از شوهرم خواستم که از هم جدا شویم دیگر توان مبارزه با آنها را نداشتم روز ها در حین جمع وجور کردن خانه ناگهان بویی حس کردم بویی عجیب بود می فهمیدم الان سراغم می آیند و مرا به قلعه می برند و کتک می زنند. ناگهان بیهوش می شدم گاهی تا 48 ساعت منگ بودم راه میرفتم و غذای زیادی می خوردم اما خودم چیزی نمی فهمیدم. صبح روز بعد زوجین در دادگاه حضور یافتند روی صورت زن جوان زخم عمیق سه چنگال با فاصله ای بیشتر از دست انسان وجود داشت و صورت و دست های زن خون آلود بود .
در 10 مرداد حکم طلاق صادر شد. زن جوان گفت جن ها دیشب آمدند ولی دیگر مرا نمی زدند آنها خوشحال بودند و گفتند اقدام خوبی کردی آن را ادامه بده این زن جوان گفت : رای طلاق را دوماه بالای کمد گذاشتم و اجرا نکردیم آن ها شب سراغ من آمدند ومرا وحشتناک کتک زدند طوریکه روی بدنم خط ونشان کشیدند. با همسرم قرار گذاشتیم ساعت 19 عصر روز بعد برای اجرای حکم طلاق به دفترخانه برویم و حضانت دو دختر م به همسرم سپرده شد . ساعت 17 آنروز قبل از مراجعه به محضر همسرم مرا نزد دعانویسی برد. مرد دعانویس به همسرم گفت : اگر زنت را طلاق بدهی جن ها او را می برند و از ما 10 روز مهلت خواست تا جن ها را مهار کند. خانواده ام گفتند تو که 12 سال صبر کردی این 10 روز را هم صبر کن اما در این ده روز کتک ها شدیدتر بود طوری که جای زخمها گوشت اضافه می آورد حتی سقف دهانم را زخم کرده بودند و موهای سرم را کنده بودند . چند بار مرا که کتک می زدند دختر کوچکم برای طرفداری به سمت من دوید اما آنها دخترم را زدند. پس از اجرای حکم طلاق جن ها خوشحال بودند بعد از آن چند بار به منزل همسرم رفتم تا کارهایش را انجام دهم و خانه اش را مرتب کنم اما جن ها با عصبانیت سراغم آمدند و دندان قروچه می کردند . بعد از طلاق که به خانه پدرم به همراه دو دخترم برگشتم دیگر آنها سراغم نمی آیند ومرا نمی زنند. تا چند وقت احساس دلتنگی به آنها دارم اگر بخواهم می توانم آنها را ببینم.

Yakuza6236
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۴‏, ۰۸:۳۵ بعد از ظهر
دروغه ... .

shahi
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۴‏, ۰۸:۵۸ بعد از ظهر
من به این چیزا اعتقاد دارم و از این چیزا هم زیاد دیدم

مهدی قلندری
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۴‏, ۰۹:۰۵ بعد از ظهر
من خودم به شخصه برام ثابت شده چون چند وقت پیش برای یکی از آشنایان نزدیک خودم که جن زده شده بود و می تونم بگم که کارش به تیمارستان کشیده بود همش از ساعت 10 شب به بعد حالت روانی می گرفت و چهره اش خیلی وحشتناک می شد و خودزنی می کرد اتفاق افتاد نزدیک 20 روز اینطوری بود و نه دکتر و نه روانپزشک نمی تونستند کاری کنند تا اینکه یکی که بهش می گفتند دکتر جن رو آوردند و با احضار گردن جن نمی دونم یه روش به خصوصی داشت تونست اون رو از شرش راحت کنه
واقعا وحشتناک بود:ناراحت:

Yakuza6236
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۵‏, ۱۰:۰۰ قبل از ظهر
خدا در قران گفته که به جن ها اجازه نمی ده به انسان آسیب برسونند . چه طوره که حرفهای شما از قرآن راست تره ؟! جن از انرژی ، انرژی هم تو عکس نمی افته پس این عکس هم دروغه

Senior Manager
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۵‏, ۱۰:۱۱ قبل از ظهر
خدا در قران گفته که به جن ها اجازه نمی ده به انسان آسیب برسونند . چه طوره که حرفهای شما از قرآن راست تره ؟! جن از انرژی ، انرژی هم تو عکس نمی افته پس این عکس هم دروغه

عکس تزئینیه یاکوزا جان :چشمک:

imanfitness
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۵‏, ۱۰:۳۲ قبل از ظهر
بچها من یه زمانی‌ در مورد اینا خیلی‌ تحقیق کردم و حاصل مطالعاتم به این جا کشید که اولا جنزدگی میتونه بوجود بیاد که از گفتن علتش معذورم.دوما هیچ وقت در مورد این چیزهای متافیزیکی کنکاش نکنید که براتون گرون تموم می‌شه.اگه شما ظرفیت دیدن اونها رو داشته باشید حتما اونا رو خواهید دید؛یه چیز دیگه جنیان از *** آتش هستند و می‌تونن خودشونو به هر شکلی‌ در بیارن حتی آدم.یه چیز دیگه:در مورد اون چیزی که ندیدید هیچ وقت قضاوت نکنید.چیزهای زیادی در این دنیا وجود داره که ما ازش بیخبریم.اگه سوالی داشتین در خدمتم.

mahmoud
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۵‏, ۱۲:۱۵ بعد از ظهر
من یه بار یه جن دیدم خانوم بود:پوزخند:

Yakuza6236
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۵‏, ۱۲:۳۸ بعد از ظهر
عکس تزئینیه یاکوزا جان :چشمک:


میدونم ، ماجرای این عکس رو میگم ، که می گفتن طرف رفته غار این عکسرو انداخته ! بعد هم مرده ! یکی میگفت تو دوبی ، یکی می گفت تو عربستان و ... والا ما هر خبر گذاری رفتیم خبری از اون نشنیدیم !

در این مورد نمیخوام بحث کنم ، چون هر بار که وارد یکی از این بحث ها شدم و تحقیق کردم جز هیچ هیچی بدست نیومد . پارسال رفته بودم مشهد تا واسه مغازه *** بیارم ، یکی از این جنگیرا رفیقم رو تهدید کرده بود که فلان خونه ای که شما اجاره کردین جن داره اگه به من پول بدین میبرمش بیرون وگرنه شب میاد پدرتون رو در میاره ! رفیق ساده من هم اینو اورده بود خونه ، من اومدم از موضوع که با خبر شدم یارو رو با کتک انداختم بیرون هی گفت بیچاره میشین ، جنها میان سراغتون ، بعد من گفتم ********* خودت و جنهات ، اونم گفت : وای بر تو به اونا توهین کردی امشب پدرت رو در می آرن . بعد یه ذره دیگه کتک خورد و تهدیدش کردم که به پلیس میگم .هیچ شبی به اون راحتی نخوابیدم ،(البته رفیقم اصلا نتونست بخوابه چون باورش کرده بود ) فرداش هم جنی نیومد ، پس فراش هم نیومد .... الانم هنوز جنها نیومدن حالم رو بگیرن . هیچ وقت هم نمی آن.

از این بحث ها خوشم نمی آد .

b@rge*z@rde*p@eez
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۵‏, ۱۲:۴۶ بعد از ظهر
من یه بار یه جن دیدم خانوم بود:پوزخند:

سلام ميرسوندي بهش:پوزخند:

Senior Manager
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۵‏, ۰۱:۰۹ بعد از ظهر
بله یاکوزا جان اون عکس یه مدت همه رو گذاشته بود سرکار
تیتر اول همه مجلات و روزنامه های بدرد نخور شده بود

b@rge*z@rde*p@eez
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۵‏, ۰۱:۲۳ بعد از ظهر
من هنوز جن نديدم خوشبختانه گوش جن ها كر ........من هر وقت يه چيزي اينجوري بگم بد ميشه واسم :نمیبینم:

Senior Manager
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۵‏, ۰۲:۳۳ بعد از ظهر
حدودا 2 سال پیش بود صبح از خواب پا شدم دیدم پتوم نیست!!!
تو عالم خواب و بیداری گفتم لابد شب نکشیدم روم!!!
همچین که خواب از سرم پرید یادم اومد که شب پتومو کشیدم روم اما نبود......همه جای خونه رو گشتم نبود.......خلاصه بیخیال شدم چون داشت دیرم میشد و به سرویس نمیرسیدم
رفتم تو آشپزخونه دیدم پتوم اونجاست :نمیبینم:موهای تنم سیخ شد ...چون توی مراجعه های قبلی به آشپزخونه پتویی در کار نبود!!!
فرار کردم و رفتم سر کار
عصر که اومدم تعریف کردم هیشکی باورش نشد چون پتوم سر جای خودش بوده وقتی همه بیدار شده بودند :لبخند:

مهدی قلندری
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۵‏, ۰۵:۰۹ بعد از ظهر
دوستان این واقعیت داره جن وجود داره و هست منتها بعضیها که قدرت اراده و توانایی غلبه بر غیب رو دارند می تونند اونها رو احضار کنند و باهاشون صحبت کنند و حتی از اونها خواسته ای داشته باشند من خودم به عینه برام واضع شده . در قران به وجود جن صحبت شده و همونطور که می دونید وجود دارد اونها یه عالم دیگه دارند مانند ما که عالم دیگه ای داریم
پس خودمون رو گول نزنیم که اعتقاد ندارم و .....
به هر حال هر کس عقیده ای دارده و نظرش محترمه
خود دانید من داستان رو جایی دیدم گفتم که بزارم شاید جای بحث داشته باشه :متفکر:

gaara
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۵‏, ۰۵:۲۸ بعد از ظهر
سلام دوستان
من نظره خواستی درباريه مطلبی که اين دوستمون نوشته ندارم ولی چند روز پيش يک فيلم ديدم که به علاقه مندان به اين جور مطالب پيشنهاد ميکنم ببينن
Paranormal Activity
http://thepiratebay.org/torrent/5131788/Paranormal_Activity_DVDSCR_XVID-IMAGiNE

mohsen sat
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۶‏, ۰۹:۱۳ قبل از ظهر
عکس ساختگیست....در واقع عکس یه عروسکه که تو یه سایت خارجی مراحل درست کردن اونو از اول تا این چیزی که ما میبینیم رو آورده بود که واسه یه فیلم ترسناک طراحی شده...ما ایرانیها ماشالله اینقدر خرافاتییم و ذهن تخیلی داریم که هر چیزی رو به شکل جن و پری و غول و دیو میبینیم و صدالبته اینقدر زبان انگلیسیمون خوبه که حاضر نیستیم در مورد این چیزها تحقیق کنیم...اگر ازم بخواید اون سایت رو معرفی کنم باید بگم این قضیه مال 3 سال پیشه نه دیگه یادم هست و نه وقتشو دارم در موردش سرچ کنم....به نظر من خوبه یه کم در مورد این چیزها به صورت عقلانی فکر کنیم نه از روی احساس و ساخت قصه و مثل ......شما خودتون میگین جن و جن یعنی چیز فرو پیچیده و مخفی(جنین آدمیزاد هم یعنی اون چیزی که ما نمیتونیم ببینیم و به این خاطر به جنین معروف شده)وقتی چیزی هم مخفیه چجوری ازش عکس گرفته شده؟؟؟!!!؟اونم عکسی با وضوح و پیکسل بالا که مستقیم داره تو لنز دوربین رو میبینه!!!به خدا مسخره نیست...تو قرنی که آمریکائیها تو مریخ به فکر ساختن هتل 5ستاره اند ما هنوز داریم دنبال این شر و ورا میگردیم

mohsen sat
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۶‏, ۰۹:۱۸ قبل از ظهر
من یه بار یه جن دیدم خانوم بود:پوزخند:
من یه شیطون میشناسم دختره ...خیلیم شیطونه....***شم از آتیش نیست ولی ببینیش آتیش میگیری ...از شما هم اینجوریه؟؟!؟!:سوت:

b@rge*z@rde*p@eez
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۶‏, ۱۲:۰۰ بعد از ظهر
پس من چرا جن نديدم :متفکر: يه بارم رفتيم مسافرت بعد خونوادمم خواستن برن يه جای ديگه منم باهاشون نرفتم تو خونه موندم چند روزی تنهايی اونجا هم همه ميگن جن داره بعضي وقتا هم جن هاش درهارو باز ميكنن خيلي كاراي ديگه هم ميكنن .... يه شب از اون شبا برق رفت منم هيچ چيز دم دستم آماده نزاشته بودم جز موبايل ولی من هيچ جنی رو نديدم يه بار بعداز ظهرم بود كه صداي ناله از راه پله ها اومد رفتم نگاه كنم كسي هست ديدم هيچ كس نيست بعد بدو در رفتم :پوزخند: ميگمها يه بارم تجربه بد نيس:صلح::نمیبینم:

آرش
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۶‏, ۰۲:۱۸ بعد از ظهر
جن زدگی وجود نداره ! هر کی رو دیدین که حالاتی بهش دست میده و قبل 5 دقیقه به حالت عادی باز میگرده صرع داره . اگه بالای 5 دقیقه بود تومور مغزی داره.

دلیل صرع هم :
1. ضربه به شکم مادر و آسیب جنین
2.تنگ بودن استخوان لگن مادر
3. استفاده از قاشقک هنگام زایمان .

imanfitness
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۶‏, ۰۳:۴۵ بعد از ظهر
آرش جان جن زدگی نشانه هاش بسیار به بیماری صرع شباهت داره چون مکانیسم عملکردشون روی سیستم عصبی یه جور هستش.

mohsen sat
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۷‏, ۰۷:۲۴ قبل از ظهر
جن زدگی وجود نداره ! هر کی رو دیدین که حالاتی بهش دست میده و قبل 5 دقیقه به حالت عادی باز میگرده صرع داره . اگه بالای 5 دقیقه بود تومور مغزی داره.

دلیل صرع هم :
1. ضربه به شکم مادر و آسیب جنین
2.تنگ بودن استخوان لگن مادر
3. استفاده از قاشقک هنگام زایمان .
دقیقاً همینه

imanfitness
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۷‏, ۱۱:۱۱ قبل از ظهر
پدیده ی exorcism یه چیز اثبات شده هست اگه نمی دونید بدونید که تو یه کشوری مثل امریکا کسانی هستن که کارشون جن گیری هست.درسته ما توی یه کشور جهان سوم زندگی می کنیم ولی قرار نیست به خاطر این همش بگیم خرافاته!همین exorcism رو سرچ کنین تا متوجه شین.

exploit
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۷‏, ۱۲:۴۷ بعد از ظهر
جن گيري وجود داره , و بيشتر در اديان مسيحيت ديده ميشه,چون بهش اعتقاد دارند(به هر چيزي اعتقاد داشته باشي به سرت مياد) برخي از كشيش ها براي افراد جن زده با نام عيسي مسيح جن گيري ميكنن , جن گيري تو خود كتاب انجيل اومده , خود عيسي مسيح هم براي افراد جن گيري ميكرده , اما اين كار در دين اسلام كمتر ديده ميشه

mohsen sat
‏۱۳۸۸-۰۸-۱۹‏, ۰۱:۱۷ بعد از ظهر
پدیده ی exorcism یه چیز اثبات شده هست اگه نمی دونید بدونید که تو یه کشوری مثل امریکا کسانی هستن که کارشون جن گیری هست.درسته ما توی یه کشور جهان سوم زندگی می کنیم ولی قرار نیست به خاطر این همش بگیم خرافاته!همین exorcism رو سرچ کنین تا متوجه شین.
من وجود جن رو انکار نکردم.....فقط گفتم قابل دیدن نیستن
در ضمن ما چند نوع موجود داریم که شما فقط جن رو میتونید نام ببرید...موجوداتی چون پری،ملک و ملکه و .... . خلاصه بگم بحث رو هم همینجا ببندم :قابل دیدن نیستن نه بخاطر اینکه ما راهشو بلد نیستیم...فقط به این خاطر که ما در بعد سومیم اونا در بعد چهارم
یه پیشنهاد هم دارم واسه شیفتگان علم متافیزیک!!!!!که تو ایران کم نیستن و همشونم دوست دارن جن ببینن(انگار مثلاً سیرکه که دوست دارن ببینن!!!!) پیش هر نوع استادی که رفتین و ادعا کرد استاد عامله و جن در تسخیر داره واسه امتحان کردنش بهش بگین به جنت بگو واسم فلان طلا با فلان مشخصات که الان تو فلان جای خونم پنهانه رو الساعه واسم بیار اگر آورد دیگه طرف رو ول نکنید که استاد عامله و اگرم به توجیه و تفسیر و پرت گویی افتاد بزنید تو گوشش که دروغگوست و شارلاتانه (الان متاسفانه 100%کسانی که ادعای عاملیت دارن دروغگو و حقه بازن اونم از اون حقه بازایی که فقط یه چیزاییی شنیدن و اصلاً هم در موردش هیچ مطالعه ای نکردن و فقط میخوان جیب شما و منو خالی کنن)

2000
‏۱۳۹۱-۰۸-۰۷‏, ۰۸:۰۴ قبل از ظهر
سلام دوستان من چه جوری می تونم دکتر جن رو پیدا کنم خواهش کمک می خوام لطفا کمکم کنید

lokly
‏۱۳۹۱-۰۸-۰۷‏, ۱۰:۵۱ قبل از ظهر
من هر شب قبل خواب ایت الکرسی میخونم و تا صبح با خیال راحت میخوابم به روایتی خواندن ایت الکرسی تا چهل منزل اطراف رو ساپورت میکنه

Raining_Blood
‏۱۳۹۱-۰۸-۰۹‏, ۰۸:۳۴ بعد از ظهر
جن که وجود داره، انکارش مثل اینه که بگی ویروس وجود نداره چون دیده نمیشه!!! من نمی خوام راجع بهشون توضیح بدم چون بهترین توضیح رو خدا تو قرآن کریم داده،همون اندازه که انسان باید بدون گفته اوجا، اگه هم میخواین بیشتر بدونین تفاسیر رو بخونن.تو اینجور مسائل مدعی و احتمال خطا و دروغ هم زیاده!!!!
نمیگم این داستان واقعی هست یا نه، ولی توصیفش از گربه ی هوشیار که رو دو پا راه میره، مشابه چیزی هست که من و دوستم چند سال پیش دیدم.اون لحظه که داشتم این اتفاق رو میدیدم سعی میکردم کاملاً حواسم سرجاش باشه و آگاه باشم که بعداً به دیده هام شک نکنم! البته یه دلیل دیگه از اطمینانم اینه که هرچی من دیدم ، دوستمم دیده، پس تا اونجا که میشه به تجربه ای که داشتم اعتماد دارم.

Ahoora
‏۱۳۹۱-۰۸-۱۰‏, ۱۰:۴۸ قبل از ظهر
چه جالب بود !
ما که بچه 7 یا 8 ساله بودیم خدا رحمتش کنه مادر بزرگ من زیاد تعریف میکرد از این داستان ها روی من تاثیر خیلی منفی گذاشته بود جوری که شب ها همش تو ذهنم بود حس میکردم که سراغم اومدن از ترس خوابم نمیبرد همش زیر پتو مخفی میشدم :پوزخند::خنده:

اما یه چیزی به اسم بختک هست نمیدونم براتون پیش اومده یا نه تو عالم خواب بیداری موقعی که میخوای بیدار بشی پیش میاد نه صدات در میاد نه میتونی تکون بخوری :متفکر: برای من خیلی پیش اومده موندم جن هستش یا اینکه روح به جسم برنگشته تا آدم بتونه از جاش بلند بشه و یا تکون بخوره :نمیبینم:

Raining_Blood
‏۱۳۹۱-۰۸-۱۰‏, ۰۱:۴۶ بعد از ظهر
اون بختک نیست، عدم هماهنگی سطح هوشیاریِ مغز و سیستم عصبی خودمختار در آستانه ی وارد شدن به مرحله بیدار شدنه.( خیلی ساده و عامیانه گفتم!!!) در هر 10،000 مورد برای یه فرد، تو بیدار شدن احتمال این حالت هست.

آگاه شدن از اسامیِ اجنه برای انسان به این راحتی نیست!
ولی معروفترینشون زعفر جنی هست که حتماً توصیه میکنم داستانشو بخونین.زعفر حدود 10 سال پیش فوت کرده و مراجع از این قضیه مطلع شدن و براش مراسم ختم گرفتند.

kaveh_am
‏۱۳۹۱-۰۸-۱۰‏, ۰۲:۰۵ بعد از ظهر
این جن ها تو درد زانو هم تاثیر دارن؟:پوزخند:
وجود نداره چون دیده نمیش و اثراتش رو هم نمیتونم ببینم.
شما میتونید هرچی که نمتونید براش توضیح پیدا کنید بگید کار جن بوده.تصمیمش با خودتونه.:گل رز:

M ................. S
‏۱۳۹۱-۰۸-۱۰‏, ۰۲:۴۳ بعد از ظهر
این جن ها تو درد زانو هم تاثیر دارن؟:پوزخند:
وجود نداره چون دیده نمیش و اثراتش رو هم نمیتونم ببینم.
شما میتونید هرچی که نمتونید براش توضیح پیدا کنید بگید کار جن بوده.تصمیمش با خودتونه.:گل رز:

کاوه جان چون دیده نمیشه ینی وجود نداره؟تا حالا تو بیابون ، شن ریختن رو ماشینت که بفهمی وجود داره یا نداره؟نمیدونم شاید اونشب بارون سنگ و شن داشت میومد و ما نمیفهمیدیم.جالبیش اینجاست که حتی فرصت پوشیدن شلوارمو درست و حسابی نداشتم.یا مثلا تلوزیونتون توی کارتونش روشن شده تا حالا؟
10000تای دیگه هم با چشم خودم دیدم.هیچ مدرکی هم ندارم جز خونوادم.کاوه جان حتی خود قرآن و تمام مردم دنیا به جن اعتقاد دارن.شیطان پرستا درواقع جن پرستن. هوووو حرف زیاده آقا کاوه :صلح:
بیخیال.

Raining_Blood
‏۱۳۹۱-۰۸-۱۰‏, ۱۰:۰۱ بعد از ظهر
راستی میدونستین وجود موجودات غیر ارگانیک از شرایط لازم و کافی برای برقراریه رابطه ی ثبات انرژی تو دنیا هستند؟ خیلی ها وجود اونارو با دلایل علمی اثبات میکنن و حتی همونطور که مثلاً فهمیدن بدن ما 70% از آبه و بقیش از پروتئین و چربیه، ماهیت جسم اونها رو هم فهمیدن که از چه ج ن س ی هست.یه استاد فیزیک داشتیم که دکترای پلاسما بود، تو یه جلسه با استفاده از روابط فیزیکی به همه وجودشون رو ثابت کرد طوری که همه متقاعد شدن. هرکی میخواد بیشتر بدونه پ خ بده،فقط قبلش یه پیش زمینه هم از چین خوردگی مکان برحسب تابع زمان، نظریه ی تارها و 6 بُعد فرعی داشته باشین تا بحث براتون ملموستر بشه:صلح:

renger
‏۱۳۹۱-۰۸-۱۰‏, ۱۱:۰۴ بعد از ظهر
سلام به دوستان ، جن وجود داره ، و قابل دیدن هم هست ، عمه خدا بیامرز من خیلی دیده بود چون خونه شون یه ویلای 2 هزار متری بود که نصفش باغ بود . ولی اینکه جایی مثل خونه های امروزی بتونن بیان و برن که خونه های امروزی کلاٌ از آهن هست بعید میدونم . به هر حال تا اونجای که من میدونم و دیدم ( چند تا مستند در مورد جن ) پی این چیزا رو نگیرید که سرتون میاد . :چشمک:

prancess
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۰‏, ۰۷:۵۹ بعد از ظهر
کسی دعانویس غیر مسلمون سراغ داره ؟خواهش می کنم اگه کسی رو سراغ دارید کمکم کنید.برای باطلیه طلسم و جادو می خوام.کارم انجام شه 500 شیرینی میدم 09377420204:ناراحت:

prancess
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۰‏, ۰۷:۵۹ بعد از ظهر
کسی دعانویس غیر مسلمون سراغ داره ؟خواهش می کنم اگه کسی رو سراغ دارید کمکم کنید.برای باطلیه طلسم و جادو می خوام.کارم انجام شه 500 شیرینی میدم 09377420204

{.ASHKAN.}
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۰‏, ۰۸:۰۳ بعد از ظهر
از صبح تا شب تلویزیون میگه اینا چرت و پرته(دعا نویس و ...)بعد باز میرین سراغ این مسائل!!!

:.Mostafa.:
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۰‏, ۰۸:۰۸ بعد از ظهر
:ناراحت:

امین رضا
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۰‏, ۰۸:۱۳ بعد از ظهر
یکی اینجا هست کارش همینه ؛

بهش میگن کاوه دعانویس

کارش بخت باز کردن و طلسم باطل کردنه تا حالا چندین نفر از دخترای دم بخت اومدن اینجا و جواب گرفتن

درمورد قیمت خودت باهاش صحبت کن :پوزخند:

kaveh_am
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۰‏, ۰۹:۰۷ بعد از ظهر
یکی اینجا هست کارش همینه ؛

بهش میگن کاوه دعانویس

کارش بخت باز کردن و طلسم باطل کردنه تا حالا چندین نفر از دخترای دم بخت اومدن اینجا و جواب گرفتن

درمورد قیمت خودت باهاش صحبت کن :پوزخند:
من دعا بنویسم تمامن غلط املای میشه خطم هم بده کسی نمیتونه بخونه:خنده:


کسی دعانویس غیر مسلمون سراغ داره ؟خواهش می کنم اگه کسی رو سراغ دارید کمکم کنید.برای باطلیه طلسم و جادو می خوام.کارم انجام شه 500 شیرینی میدم 09377420204
شناسنامتن مسلمون باشه جواب نمیده؟:پوزخند:

Mercenary
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۰‏, ۰۹:۲۸ بعد از ظهر
دهن این فالگیرا سرویس

رفیق فابم خالش فال قهوه میگیره...روزانه 500هزار تا 1م درآمدشه

یبار زد به سرم برم لوش بدم:پوزخند:ولی خوب نون کسیو بریدن هم هنر نیست:متفکر:


بیخیال شدم..خاک تو سر اونایی که میرن پیشش

ولی دکتر .مهندس مملکت ماهی 1 تومن میگیرن تا 2 هفته شادن:پوزخند: اونوقت این . . . .

حالا پسرش کنکور داده بود فرستاده بود پیش من...میخواستم بگمم برو ن.نت بلده:خنده:

hidden
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۰‏, ۱۰:۳۴ بعد از ظهر
کسی مشهدی هس اینجا ؟ ادرس خونه اجنه رو بش بدم بره ببینه اگه زیادی علاقه داره :پوزخند: خودم رفتم یارو جنیه بم حمله کرد تا 2 کوچه اونورتر سگ دو میزدم:بامزه:
اینم عکس خونه

http://8pic.ir/images/7doo1kh5ovymebaan7tt.jpg (http://8pic.ir/)

p.X
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۱‏, ۱۲:۲۰ بعد از ظهر
این جن ها تو درد زانو هم تاثیر دارن؟:پوزخند:وجود نداره چون دیده نمیش و اثراتش رو هم نمیتونم ببینم.شما میتونید هرچی که نمتونید براش توضیح پیدا کنید بگید کار جن بوده.تصمیمش با خودتونه.:گل رز:کاوه جان درست میگهتا وقتی که طرز تفکر مردم ما اینطوری باشهنباید انتظار پیشرفتی داشته باشیماساس فرهنگ امروزی ما روی خرافات بنا شده

^Mohammad^
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۱‏, ۱۲:۲۴ بعد از ظهر
جن ها وجود دارند و تا کسی اونا رو وارد زندگیش نکنه نمیتونن وارد شن به هیچ وجح
پس دلیلی بر ترس ازشون نیست
در کسایی ک چشم سوم باز دارند دیگه اجنه نمیتونن خودشون رو مخفی کنند پس میان و به طرف نزدیک میشن و میترسوننش و این ترس خودش یه انرژی قوی بوجود میاره که اجنه یا بقیه موجودات astral realm اون رو دریافت میکنند......پس نباید ترسید
به قول یه استاد خارجی داشتم میگفت

Once you stop feeding them with fear and they are gone


هیچوقت دست به ااحضار ها نزنید ک عوارضش تا اخر عمرتون باهانون میمونه و هیچ وقت جایی نرین که تخته ouija اونجا باشه حتی اگه اونو توی خونتون خودتون ساخته باشین هرجور شده یا بسوزونینش یا از خونه برین

امین رضا
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۱‏, ۰۱:۲۸ بعد از ظهر
هیچوقت دست به ااحضار ها نزنید ک عوارضش تا اخر عمرتون باهانون میمونه و هیچ وقت جایی نرین که تخته ouija اونجا باشه حتی اگه اونو توی خونتون خودتون ساخته باشین هرجور شده یا بسوزونینش یا از خونه برین

داداش این تخته ouija که گفتی چیه ؟ :پوزخند:
یه توضیح درموردش بده
فقط جوری توضیح بده که خوشه گیلاسمون بیاد زیر گلومون :بامزه:

^Mohammad^
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۱‏, ۰۲:۱۹ بعد از ظهر
http://novel767.persiangig.com/Paranormal767/Ehzare%20rooh/ouija-board-c.jpg


وی‌یا (Ouija) یا تخته احضار روح تخته یا کاغذی است که روی آن حروف الفبا نوشته شده و بعضی ها مدعی اند ازطریق آن با ارواح صحبت و آنها را احضار می‌کنند. بعضی‌ها معتقدند "وی‌یا" واقعاً می‌تواند روح را به محل موردنظر بکشاند و انسان به واقع قادر است با ارواح ارتباط برقرار کند و حتی از آنها اطلاعات بگیرد. "وی‌یا" از دو واژه "وی" که به زبان فرانسه به معنای "بله" است و "یا" که در زبان آلمانی به همین معناست، گرفته شده است. وجه تسمیه این وسیله این است که روح اغلب با اشاره به واژه "بله" یا "خیر" که روی تخته نوشته شده، به احضارکننده پاسخ می‌دهد. نظریه‌ها دربارهٔ تخته وی‌یا متفاوت است. برخی می‌گویند این وسیله بی‌نهایت خطرناک است و می‌تواند مدخلی برای ورود ارواح خبیث و ماندگار شدن آنها در خانه ما شود. دسته دیگر از مردم معتقدند "وی‌یا" تنها زمانی خطرناک می‌شود که افراد بی‌تجربه و بی‌اطلاع با آن به احضار روح بپردازند و مدیوم (http://forum.bodybuilder.ir/wiki/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%85) های مجرب می‌توانند از این وسیله استفاده‌های خوبی ببرند و بالاخره دسته سوم می‌گویند وی‌یا هیچ خطری ندارد و ضرری نیز به کسی نمی‌رساند.[۱] (http://forum.bodybuilder.ir/#cite_note-1) اصولاً اعتقاد بسیاری بر این است که با این شیوه جن احضار می شود نه روح؛ به عبارت دیگر، جن اطلاعاتی درست و نادرست را در اختیار ما قرار می دهد





قابل توجه کسایی ک میگن این چیزا خرافانه :
دوستم ازش استفاده میکرد یه مدت بعد شب صدای جیغ زن میشنید توی خونه
همسایمون بود....تا این حد ک به دلایلی منم میتونستم بشنوم این صدا رو ......
با هم رفتیم تخته رو برد و انداخت توی رودخونه ی شهر دیگه وقتی توی راه برگشت بودیم خیلی خوشحال ک راحت شده از دستش و اون چیزا ک متاسفانه به خونه رسیدیم دیدیم تخته خیس شده روی میزشه
چنان ترسی منو فراگرفت ک دلم درد گرفت........
خداروشکر دیگه ازون محل رفتیم و همسایه اونا نیستیم

PCTools
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۱‏, ۰۲:۳۰ بعد از ظهر
آقا ساقیتو به ما هم معرفی کن :پوزخند:

andii
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۱‏, ۰۲:۴۶ بعد از ظهر
قابل توجه کسایی ک میگن این چیزا خرافانه :
دوستم ازش استفاده میکرد یه مدت بعد شب صدای جیغ زن میشنید توی خونه
همسایمون بود....تا این حد ک به دلایلی منم میتونستم بشنوم این صدا رو ......
با هم رفتیم تخته رو برد و انداخت توی رودخونه ی شهر دیگه وقتی توی راه برگشت بودیم خیلی خوشحال ک راحت شده از دستش و اون چیزا ک متاسفانه به خونه رسیدیم دیدیم تخته خیس شده روی میزشه
چنان ترسی منو فراگرفت ک دلم درد گرفت........
خداروشکر دیگه ازون محل رفتیم و همسایه اونا نیستیم

من که تا حالا چیزی از رمال جماعت وغیب گو جز کلاه برداری ندیدم
نمیشه 100 درصدم منکرش بشم مثل خیلی چیزهای دیگه ...شاید باشن شاید نه
ولی خب تجربه شمام جالب بود وترسناک:نمیبینم:

^Mohammad^
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۱‏, ۰۳:۰۶ بعد از ظهر
من که تا حالا چیزی از رمال جماعت وغیب گو جز کلاه برداری ندیدم
نمیشه 100 درصدم منکرش بشم مثل خیلی چیزهای دیگه ...شاید باشن شاید نه
ولی خب تجربه شمام جالب بود وترسناک:نمیبینم:


شک نکن رمال غیب گو شک نداشته باش که کلاه برداری
ولی علوم غریبه نهی کردنش یه جور بی سوادیه
علوم تجربی در مقابل علوم غریبه واقعا سطحی و پیش پا افتادست به قولا چون کسی چیزی ازش نمیدونه قبولشم نداره

کسی که واقعا علمی داشته باشه یا استاد باشه توی این علم شک نکن ک معروف نیست و کسی خبری پیدا نمیکنه
کسی ک های و هوی داره کلاهبرداره :منتظر:

من ک تحربه ای در این علوم ندارم ولی کسی که جشم سومش باز شده باشه میتونه تجربه های وحشتناکی رو واستون تعریف کنه.......چون با باز شدن ااجنا بعدهای دیگه هم قابل دیدن میشن و طرف بسیار شکه میشه چرا ؟
چون موجوداته زیادی مثل انسان در روی این کره زندگی میکنن ک با جشم جسم قابل دیدن نیست ناگفته نماند با بازشدنش توجه این موجودات جلب میشه و برای اذیت کردن فرد میان و روانیش میکنن

**silvester**
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۱‏, ۰۳:۲۴ بعد از ظهر
من بنا به دلایلی اول تاپیک رو نخوندم ولی پست محمد رو دیدم و گفتم یه چیزایی بگم خالی از لطف نیست.
در کل علاوه بر علوم تجربی علوم دیگری بنام علوم غریبه هم هست که خودش 5 علمه:كيميا (علم صناعت)، علم ليميا (طلسمات)، علم هيميا (تسخیرات)، علم سيميا (علم روح)، علم ریمیا (علم شعبده بازی).من خودم یه مدت مطالعات زیادی در بارشون داشتم و یه مجموعه ای از کتابهای بزرگان این علوم که بسیار قدیمی بود و خیلیهاشون روی پوست نوشته شده بود.بعضیاشون رو از موزهها در اورده بودن و کپی کرده بودن و بعضی هم دست کلکسون دارها بود که ازش عکس گرفته بودن(از کل صفحات).حدود هزار جلد از این کتابها دارم (الکترونیکی) که از منابع گوناگون جمع کردم.
لازمه بدونید خیلی از بزرگان دین مثل ابوعلی سینا و امام محمد غزالی و امام سجاد نیز از این علوم باخبر و جزو ساتید بودن.خیلی از کتابها به زبان عربی و فارسی خیلی سنگین نوشته شده بعضی هم با حروف ابجد و بعضی دیگش با عبری.خیلیشون رو خوندم ولی انجام خیلی از این کارها باید یه استاد با تجربه بالاسرت باشه وگرنه عاقبت خیلی بدی در انتظار ادمه که ساده ترینش دیوانگیو جنونه.بعد از یه مدت دیگه واقعا یه چیزایی رو میخوندم که یواش یواش حال روحیم خراب شد و به کل ازش دست کشیدم.فوق العاده خطرناکه...ولی کسی میتونه چشم سومش رو باز کنه شرایط سختی داره که یکی از اونا چهله گرفتن و ترک حیوانیه.هستن کسایی که این کارو انجام میدن ولی ابدا سر وصداش رو در نمیارن چون اونا به همه چیز میرسن و دیگه نیازی به شهرت ندارن.ولی اینایی که به عنوان فالگیر و ... الان تو جامعه هستن 99.99999999% هیچی بارشون نیست

kaveh_am
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۱‏, ۰۵:۳۰ بعد از ظهر
http://novel767.persiangig.com/Paranormal767/Ehzare%20rooh/ouija-board-c.jpg


وی‌یا (Ouija) یا تخته احضار روح تخته یا کاغذی است که روی آن حروف الفبا نوشته شده و بعضی ها مدعی اند ازطریق آن با ارواح صحبت و آنها را احضار می‌کنند. بعضی‌ها معتقدند "وی‌یا" واقعاً می‌تواند روح را به محل موردنظر بکشاند و انسان به واقع قادر است با ارواح ارتباط برقرار کند و حتی از آنها اطلاعات بگیرد. "وی‌یا" از دو واژه "وی" که به زبان فرانسه به معنای "بله" است و "یا" که در زبان آلمانی به همین معناست، گرفته شده است. وجه تسمیه این وسیله این است که روح اغلب با اشاره به واژه "بله" یا "خیر" که روی تخته نوشته شده، به احضارکننده پاسخ می‌دهد. نظریه‌ها دربارهٔ تخته وی‌یا متفاوت است. برخی می‌گویند این وسیله بی‌نهایت خطرناک است و می‌تواند مدخلی برای ورود ارواح خبیث و ماندگار شدن آنها در خانه ما شود. دسته دیگر از مردم معتقدند "وی‌یا" تنها زمانی خطرناک می‌شود که افراد بی‌تجربه و بی‌اطلاع با آن به احضار روح بپردازند و مدیوم (http://forum.bodybuilder.ir/wiki/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%85) های مجرب می‌توانند از این وسیله استفاده‌های خوبی ببرند و بالاخره دسته سوم می‌گویند وی‌یا هیچ خطری ندارد و ضرری نیز به کسی نمی‌رساند.[۱] (http://forum.bodybuilder.ir/#cite_note-1) اصولاً اعتقاد بسیاری بر این است که با این شیوه جن احضار می شود نه روح؛ به عبارت دیگر، جن اطلاعاتی درست و نادرست را در اختیار ما قرار می دهد





قابل توجه کسایی ک میگن این چیزا خرافانه :
دوستم ازش استفاده میکرد یه مدت بعد شب صدای جیغ زن میشنید توی خونه
همسایمون بود....تا این حد ک به دلایلی منم میتونستم بشنوم این صدا رو ......
با هم رفتیم تخته رو برد و انداخت توی رودخونه ی شهر دیگه وقتی توی راه برگشت بودیم خیلی خوشحال ک راحت شده از دستش و اون چیزا ک متاسفانه به خونه رسیدیم دیدیم تخته خیس شده روی میزشه
چنان ترسی منو فراگرفت ک دلم درد گرفت........
خداروشکر دیگه ازون محل رفتیم و همسایه اونا نیستیم
من بدونه تخته مخته از این خوابا زیاد میبینم...داد هم میزنم...یه بار هم شیشه کتاب خونه تو اتاقم رو با مشت زدم ترکوندم :پوزخند:
دیشب هم نمیدونم چی شده بود مچ جفت دستام مونده بود زیرم پیچیده بود بدجور درد گرفت دهنم سرویس شد..
ولی ورزش که میکنم اینه بچه میخوابم...ورزش نمیکنم بهم حیلی فشار میاد..

EMAD 021
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۱‏, ۰۵:۵۵ بعد از ظهر
جن ها وجود دارند و تا کسی اونا رو وارد زندگیش نکنه نمیتونن وارد شن به هیچ وجح
پس دلیلی بر ترس ازشون نیست
در کسایی ک چشم سوم باز دارند دیگه اجنه نمیتونن خودشون رو مخفی کنند پس میان و به طرف نزدیک میشن و میترسوننش و این ترس خودش یه انرژی قوی بوجود میاره که اجنه یا بقیه موجودات astral realm اون رو دریافت میکنند......پس نباید ترسید


آقا محمد یه توضیح در مورد موجودات astral realm میدی؟

پس ترسوندن انسان ها توسط اجنه برای اونا منفعت داره؟

^Mohammad^
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۱‏, ۰۶:۳۳ بعد از ظهر
آقا محمد یه توضیح در مورد موجودات astral realm میدی؟

پس ترسوندن انسان ها توسط اجنه برای اونا منفعت داره؟


این مشکلات فقط برای کسایی پیش میاد ک اماده نیستن و امادگی لازم جهت گشودن چشم سوم رو ندارن : م
ن نمیدونم اونا اجنه باشن یا نه ولی موجوداتی در ریلم استرال زندگی میکنن که دقیقا شبیه golm توی ارباب حلقه ها هستند یا شکل های دیگه دارن و قد کوتاه بعضی ها زیبا و بیشترشون زشتن و این موجودات تنها اجنه نیستن
چاکراها منابع انرژی هستند که با باز شدنش یه جورایی فرد مورد نظر در خطر سو استفاده بقیه موجودات قرار میگیره و وقتی چاکراها با هم بالانس نباشن و فرد دست به گشودن چشم سوم که کار زیاد سختیم نیست میبره و این یه مسیر رو برای سوع استفاده بقیه موجودات باز میکنه که بیان و از هاله و انرژی طرف استفاده کنن
بعضی از این موجودات با ترسوندن فرد از انرژی ک به وسیله ترسیدن فرد بوجود میاد استفاده میکنن و اینطوریه ک فرد ضعیف میشه
این موجودات به 2 طریق انرژی فرد رو تخلیه میکنند
1.ترسوندنش
2.تحریک ***ی
بحث خیلی طولانیه


ولی با وحود داشتن 4 بعد در این جهان ما فقط قادر به زندگی و دیدن در بعد 3 هستتیم که بعد 1 و 2 محل زندگی موجودات ضعیف و ارواح خبیثه
بعد 4 هم Archangels و ملوک و ملکه ها و محافظان
یه انسان عادی فقط میتونه بعد فیزیکی رو ببینه و موجوداتش و حتی بقیه موجودات ک در بقیه بعد ها هستن رو نمیتونه ببینه و خدا یک سد در مقابل انسان قرار داده ک نتونه ارتباط برقرار کنه ولی این سد گشودنیست ولی عوارضش هم وحشتناک حتی در خیلی موارد فرد رو به مرگ میشکشونه یا جنون و پای این موجودات به خود فرد و خونوادش باز میشه ک در بیشتر موارد فرزند کوچک خونواده مورد اذیت واقع میشه
یادمه خونه پسرعموی بابام بودیم ک نوش تنها توی اتاق داشت بازی میکرد و وقتی پدرش صداش کرد گفت بازیم که با دوستام تموم شه میام....من همون موقع فهمیدم جریان چیه ولی چیزی نکفتم.......


شبها بيداري سردرد هاي بد چشم درد
سوزش وووو..تازه بعدش موفق شدي چي ديدي يك مشت موجوداتي كه جز اينكه اسباب ناراحتي شمارا
فراهم كنند انگار كاري ندارندوقتي شما قادر به ديدن ميشويد
مثل اينكه يك چراغ گردان بالاي سرتان شروع به چرخيدن ميكنه و براي موجودات ماورايي جلب توجه ميكنيد


این حرفایی ک میزنم شاید یه حدودش 7سال پیش برام اتفاق افتاده باشه........هرکسی شک داره میتونم بهش ثابت کنم


جشم سوم باز شدنش 2 ماه زمان میبره و بسیار راحته ولی اماده شدن واسش چند سال زمان میبره .......اگه واسش اماده نباشید و شروع به تمرینات و باز کردنش کنید من قولتون میدم گور خودتون رو با دستانون کندین....مثل یکی از دوستام ک الان در تیمارستان به سر میبره

Pouria-K
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۱‏, ۰۶:۴۷ بعد از ظهر
من 1 کتاب داشتم روش احضار همزاد رو توضیح داده بود ... میگفت هر چیزی بخوای برات فراهم میکنه. فقط نباید هر سوالی بپرسی ...
ولی برای احضارش یه چیزی میخواد اندازه گاز پیکنیکی که من ندارم:سوت:

آقا محمد شما بیشتر از خاطراتت بگو:پوزخند:

^Mohammad^
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۱‏, ۰۶:۵۳ بعد از ظهر
من 1 کتاب داشتم روش احضار همزاد رو توضیح داده بود ... میگفت هر چیزی بخوای برات فراهم میکنه. فقط نباید هر سوالی بپرسی ...
ولی برای احضارش یه چیزی میخواد اندازه گاز پیکنیکی که من ندارم:سوت:

آقا محمد شما بیشتر از خاطراتت بگو:پوزخند:


احظارات عمل میکنن ولی شما اینو احضار کردی دو حالت داره :
1.تسخیرش میکنی ک نمیتونی
2.تسخیرت میکنه
:پوزخند:

این کارا اصلا عاقبت نداره بخدا یه مشت موجود عجیب غریب رو وارد زندگیت کنی دهنتو سرویس میکننا.......

کلا من خیال همه روراحت کنم اینا واسه خودشون کار و زندگی زن و بچه دارن اصلا علاقه ای به ارتباط ندارن مگر اونایی ک قصد سو استفاده از انسان رو دارن
کلا نمیتونن به زندگی انسان وارد بشن مگر اینکه خود انسان واردش کنه.....

Pouria-K
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۱‏, ۰۷:۰۸ بعد از ظهر
نه بابا گفتم که جرات این چیزا رو ندارم... من قلبم با باتری کارمیکنه:خنده:

به قول یارو:اگه دیدی اتفاق عجیبی برات افتاد و تکرار نشد از کنارش بگذر:کف کرده::نمیبینم:

Hamid Rezaaa
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۱‏, ۰۷:۲۲ بعد از ظهر
من هی میخوام نیام تو این تاپیک نمیذارید، نمیشه...[emoji40][emoji40][emoji40]
چقدر راجع بهش حرف دارید..
من هیچکدومو نمیخونم.. تو روحیه م تاثیر میذاره!!
جن دیگه چیه!!؟؟

:.Mostafa.:
‏۱۳۹۳-۰۵-۳۱‏, ۰۸:۳۳ بعد از ظهر
چند وقتیه اومدم ایران و خونه داییم زندگی میکنم خونشون دو طبقست .
طبقه ی دوم چند تا اتاق داره با یه حال بزرگ چون ما تابستونا هممون میایم ایران داییم طبقه بالا رو زده واسه ما.
داشتیم بالا فوتبال میدیدم بعدش گفتیم بریم پایین بازی پاسور کنیم همه ی لامپ ها رو هم خاموش کردیم و درم قفل کردیم بعد از 2 ساعت من میخواستم برم بالا تو اتاق چیپس و پفک بیارم دور همی بزنیم یهو دیدم در بازه و لامپ حال هم روشنه با خودم گفتم شاید داییم اومده اهمیتی ندادم بعد لامپو بستم و رفتم پایین بعد ماجرا رو واسه داییم توضیح دادم بعد از دوباره با داییم رفتم بالا دیدم از دوباره لامپه بازه بعد من با دو از بالا اومدم پایبن و یه جورایی ریده بودم :پوزخند:

از همون روز به بعد همیشه پایین میخوابم